یکی هست...

هرچی ماه رمضون تموم می شد غصه های دلم بیشتر میشد و هربار بهتر و بادقت بیشتر ی

به" نگران منی" گوش میدادم و هربار بیشتر رابطه اش رو با زندگی ام حس میکردم بیشتر دلم

میخواست خدا رو صدا کنم خدایی که این ماه به نام خودش بود ...بیشتر دلم میخواست خدا رو

بغل کنم و بگم" نگران منی به تو قرصه دلم"....

ماه عسل تمام شد اما دلتنگی اش نه ... دیگه برای رفع دلتنگی هام اهنگ نگران منی رو گوش

میدادم اهنگی که همیشه میگفتم یه حس خوبی تو دلشه که بعد ها فهمیدم از حس خوب خود

مرتضی بوده... دیگه اهنگ نگران منی تمام دلتنگی ا م رو برطرف می کرد چون با هربندش

ذهنمو سنجاق میکرد به یکی از ماه عسلیا  به یکی از قهرمانا ...دلمو سنجاق میکرد به خدا...

اهنگ رو گوش میدادم و تمام دلم اروم میشد از زمزمه ی: مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله

بذاری محاله بتونم ،دلم دیگه دلتنگی هاش بیشماره هنوزم به جز تو کسی رو نداره...و با تمام

دلم میگفتم:تحمل نداره نباشی دلی که تو تنها خدا شی

مدام توی دلم میگفتم چه خوب میشه ماه عسل 94 رو هم مرتضی پاشایی بخونه ، که جنس

صداش،  جنس دلای ماه عسلیاست که دوباره ارامش بگیریم در لحظه های طلایی ماه خدا

...ارامشی از جنس ارامش خود مرتضی تو "روزهای سخت"...

خبر بیماری مرتضی این روز های اخیر همه رو نگران کرده بود و ته دلم مطمئن بودم به

استواری مرتضی به مقاومتش ..تا جمعه ی یه "عصر پاییزی " که خبری شنیدم که تلخ

بود،خبری که انگار نمی خواستی باور کنی و منتظر بودی مثل همه ی اون شایعاتی که دل

مادر و پدر مرتضی و خود مرتضی رو میشکوند اینبارهم ته خبر باز ببینی خبر تکذیب شد

اما انگار قضیه جدی بود ..

.خبر پروازی، اسمونی بود.. پرواز اسمونی یه ماه عسلی دیگه ... پرواز مرتضی...پرواز

یه قهرمانی که صد هیچ جلو افتاد از بیماریش، چون خم نشد ، چون کم نذاشت برای

هواداراش ، کم نذاشت برای خودش و خداش...

مرتضی اگر چه مهمون ماه عسل نشد اما مثل همه ی مهمونای ماه عسل درس بزرگی به

ما داد صبوری کرد و دردش رو پشت ترانه هاش،پشت عینک و کلاهش پنهون کرد

...صبوری کرد و لبخند زد بیماری اش رو کوچک تر از خودش نشون داد ...صبوری کرد و

11 ماه زیباتر از همه ی 11 ماه های عمر ما زندگی کرد ،11 ماهِ عسلی... صبوری کرد و

ماه عسلی شد...

خداحافظ اسطوره صدای ناب ، ناگه بر دلم این اومد شاید هم حرف خودت بوده به وقت پرواز

(نگران منی که نگیره دلم واسه دیدن تو داره میره دلم ...نگران منی مثل بچگیام تو خودت می

دونی من ازت چی میخوام)  خداحافظ اسطوره ماه عسلی...

"یکی هست" تو قلب ماه عسل که فراموش نمی شه...حتی اگه نباشه...

 

پ .ن : این متن رو برای روزهای خوبی نوشتم که با اهنگ نگران منی زندگی

کردم...روحشون شاد... 

فاتحه فراموش نشه دوستان ...

یا علی


/ 19 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیما

سلام فاطمه جان.. وبت زیباست...آفرین...خسته نباشی... من وبی ندارم تا دعوتت کنم ولی خوشحال میشم به "عطر خدا" سر بزنی...اونجا هم مثل اینجا قشنگه..از طرفداراشم.. بهترین دعاها رو واست دارم دوست خوبم..Atrekhoda.com روح پاشایی عزیز شاد..کلی با آهنگای زیباش خاطره دارم..ممنون که به یادشی..

نسرین

با تک تک آهنگاش خاطره داشتم! خدا رحمتش کنه روحش شاد!

صادق

بعله باید آموزش بدیم.... ولی نه از این ملت... باید روی آینده ها و بچه ها سرمایه گذاری کرد فاطمه خانم. مطمئن باشین راه دیگه ای نداره... طرف توی تشیع جنازه زیر طابوتو گرفته بعد از خودش عکس سلفی گرفته!!!! واقعا بیشرمانه ترین کارو انجام میدن. حالم از این کلمه ی کلیشه ای روشنفکری بهم میخوره... تا یکی میاد نقد میکنه میگن تیریپ روشن فکری برداشته... تا میان از یکی نقد کنن میگن ادای روشن فکرا رو در نیارین...!!!! و این یعنی این جماعت به هیچ صراطی مستقیم نخواهند شد. بهتره تحقیقاتتون رو روی ریشه ها متمرکر کنین نه شاخ و برگای زرد.

صادق

متاسفانه هالیوود و شبکه های خارجی دارن تهاجم فرهنگی میکنن و تعالیم خودشونو به خورد ملتمون میدن و اونارو اهلی خودشون کردن... باید مسئولین پدافندهای مناسب رو انجام بدن ولی متاسفانه نفت رو آتیش میریزن.... ملتو عقده ای بار آوردن... جوونای ما عقده ای هستن که ناهنجاری ازشون میبینیم. پس تنها کاری که میشه کرد اینه که بچه های آینده ی خودمون رو درست تربیت کنیم و تحویل اجتماع بدیم....

صادق

من و افکارم ریشه به تیشه نمیزنه. داره حقیقت رو میگه... شما خیلی مثبت به قضیه نگاه میکنین... جوونایی که پدرو مادر نسلای بعدی هستن، اونایی که سالمن وظیفه بر دوش اوناس... بقیه که مشکل دارن رو نمیشه درست کرد... یه عمره ناهنجار تعلیم دیدن، شما نمیتونی به هر ترفندی درستش کنی... فقط نور حقیقت معصومینه که میتونه یکی رو به راه بیاره. نه من و شما !!! شما تازه کاری... باید بیشتر توی اجتماع باشی تا بشناسی.... خوبه که مثبت فکر میکنی ولی حقیقت همینه که واقعا از دست مسئولین خراب ما آبی گرم نمیشه... اینقدر کارشکنی زیاده که فکرشم نمیکنی. به قول خودتون مسئولین اونا بسیج شدن نه مایی که ادعای اسلام و بسیجی بودنمون داریم!!! با گفتمان مقاومت نمیشه کاری پیش برد! باید ضدشو بزنن مسئولین. حالا که نمیزنن پس تنها راه اینه تو راه درستو بری و خروجی درست به جامعه بدی...

صادق

راستی دارم میرم کربلا اگه خدا بخواد... مارو حلال کنین

شب

سلام ! من ماه عسل رو نمی دیدم ! تیتراژش رو بعد از فوت آقا مرتضی شنیدم ! خیلی قشنگ بود ! خیلی به دلم نشست ! تک تک مصرع هاش ! مخصوصا اونجاش که می گفت : یه غرور یخی یه ستارۀ سرد یه شب از همه چی به خدا گله کرد یه دفعه به خودش همه چی رو سپرد دیگه گریه نکرد فقط حوصله کرد مطمئنا رسیدن به این حالت خیلی سخته ! شاید برای ما گفتن جملۀ راضی م به رضای خدا ساده باشه اما قطعا کسی که تو اون شزایط قرار گرفته و با تمام وجودش همه چی رو به خدا سپرده خیلی روح بلندی داره ! روحش شاد ! [گل]

غریب

سلام خیییییلی از آخرین کامنتی که برام گذاشتی میگذره ببخشید باور کن تازه اومدم بعد از مدت هاااااااا شما خوبی ؟ بیا به این وبم ye-harf-hayee.blogfa.com

ٌصادق

اینایی که میگین فقط حرفه. به قول شاعر که میگه اصلی ندارد دم به قدم! به قول خودتون همه باید بسیج بشن. همه به خون رهبر تنهامون تشنه هستن کی میاد حرفشو گوش بده خانم. واقع بین نیستین. یه دست صدا نداره. ولی به اینم اعتقاد دارم من باید هنجار باشم و به دیگران کاری ندارم. ولی در نهایت درست نمیشه. اینو من نمیگما. احادیثی که از آخر زمون حرف میزنه میگه.... اینقدر جامعه به فساد کشیده میشه که فقط دست امام زمان رو میبوسه نه دکتری جامعه شناسی امثال من و یا شما. خلاصه اینکه اگر راه عملی شویی دارین، روی کمک حقیر میتونین حساب باز کنین

ٌصادق

اشتباه تایپی بنده رو به پای شاعر نذارین [نیشخند] "به" نیست "بی" درسته اصلی ندارد دم بی قدم